تنهایی
-
تاریخ: 1393/7/25 ساعت: 7:43
ای شکوه پا بر جا ... سهم نوازش موهایت را به نام دست های من سند بزن، این روز ها شهر پر از ادم های هرزه ای است که هر روز به امید استشمام عطر موهای تو پنجره ی اتاقشان را میگشایند
تنهایی
-
تاریخ: 1393/7/25 ساعت: 7:41
شک شک کرده بودم کسی بین ماست ... اما فهمیدم من بین دو نفر بودم
تنهایی
-
تاریخ: 1393/7/25 ساعت: 7:41
وای وای از نیمه شبی که بیدار شوم تو را بخواهم و خود را در اغوش دیگری بیابم
تنهایی
-
تاریخ: 1393/7/25 ساعت: 6:51
وباز هم جمله کم آورده ام برای احوالم بروید یک سیگار بکشید تلخیش که ماند ته گلویتان فکر کنید همان بغضی است که ته گلویم نه پایین میرود ونه بالا حالم اینگونه تلخ است کاش برای همیشه ...